![]() |
![]() |
|
فكر نكني نباشي بدون تو ميميرم *** گفته بودم عاشقم حرفمو پس مي گيرم
| ||
|
|
|
برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم ،
تمام تن شدم زخمی ز تیغ همقطارانم خداوندا نجاتم ده از این تکرارِ تکراری از این بیداد دشمن را بجای دوست پـنداری هیچ با من نیست در این ویرانه ی دنیا در این نامردی ایام ، در این غمخانه ی دنیا هیچ با من نیست در این آغازِ بی پایان ز راه مرگ هم برگشتم ، که مردن هم نبود آسان همانهایی که می گفتند همیشه یار من هستند به هنگام نیاز افسوس به رویم دیده بر بستند
گابریل گارسیا مارکز رمان نویس مشهور جهان میگوید : در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم. در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود. در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می كند. در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن. در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود می سازد. در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم. در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند. در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بد ترین دشمن وی است. در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب. در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید. در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد. در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است. در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود. در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است. در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست. اگه به خانه من ا مدي براي من اي مهربان چراغ بيار يک دريچه ک از ان به ازدهام کو چه خوشبخت بنگرم حرفی نمونده باقی سکــوت حرف آخــر.... |
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 11:38 بعد از ظهر توسط فــــرزاد |
|
|
رقص تیغ به روی رگهام/ بین ردپای خون من و درد مبهمم/ تو الفبای جنون پرم از وسوسه ی/ پر زدن از این قفس لک زده دلم واسه/ یه دلِ سیرº/نفس می شکنه بغض صدام/ توی کوک خستگی می پرم از لبه ی/ شب تار زندگی جیغ لحظه های زرد/ می پیچه تو گوش آب سِر میشم یه لحظه و/ُ می گیره جونمو خواب رخوتو حس می کنم/ توی بند بند تنم می خورم زمین ولی/ این دفعه نمی شکنم
من شدم آن کلاغ بدبختی آسمانی ترین بهانه ی من
نباشی کل این دنیا واسم مثل تابوته / نبودت مثل کبریته دلم انبار باروته چشمام تورو ندیده گریه کردن / پاهام هنوز نرفته برمی گردن حرفی نمونده باقی سکوت حرف آخر... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 1:16 قبل از ظهر توسط فــــرزاد |
|
|
هی می خوام وارد سیاست نشم نمی شه... آقاي رئیس جمهور گفت: «تهديدات جدي نيستند، نگران ايران نيستم».
سیب سرخی را به من نبخشید ورفت عاقبت بر عشق من خندیدورفت اشک در چشمان سردم حلقه زد بی مروت گریه ام را دید ورفت...
ارزویم اینست: نتراود اشک در چشم توهرگز مگر از شوق زیاد....نرود لبخنداز عمق نگاهت هرگز... وبه اندازه هرروز تو عاشق باشی...عاشق انکه تورا می خواهد... وبه لبخند تواز خویش رها می گردد وتورا دوست بدارد به همان اندازه....
شاگردی از استادش پرسید:" عشق چست؟ " استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! " شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: "چه آوردی؟ " و شاگرد با حسرت جواب داد: " هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم ." استاد گفت: " عشق یعنی همین! " حرفی نمونده باقی سکوت حرف |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 7:12 بعد از ظهر توسط فــــرزاد |
|
|
مكاتبه با فــــری خونه قديمي |
| توضيحات بلاگ ما |
اين وبلاگ از اين به بعد يك وبلاگ خصوصي و خانوادگي است لطفا فقط آشنايان و نزديكان وارد سايت شوند و ورود كاربران غيرمتفرقه و افراد غريبه ممنوع مي باشد و عذرشان را خواهانيم و سريعا خارج شوند
باتشكر *زندگي دروغ بيش نيست دروغي كه خود مي سازيم و با باور آن دلخوشي زودگذر را جستجو مي كنيم * |
| لوگوی شـاهـــزاده ایـرانــی |
|
|
| لينك دوستان |
| لوگوي دوستان |
|
href="http://www.linkestan.com">
|
| پخش موزيك |
|
|
| چــقـــدر بــرو بــيـــا |
|
|