تبليغاتX
فكر نكني نباشي بدون تو ميميرم *** گفته بودم عاشقم حرفمو پس مي گيرم


  

برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم ،
 برو باشد ولی شبها اگر دیدی بد آهنگ است بدان من گریه می کردم که از دنیا دلم تنگ است ،
 من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم ،
ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن ،
 نگو رفتم خداحافظ،،،، کمی دیگر معطل کن .

 

خدا هم ترک ما کرده ...

مرا اينگونه باور کن... خدا هم ترک ما کرده...

کمي تنها ،

کمي بي کس ،

کمي از يادها رفته...

خدا هم ترک ما کرده ،

خدا ديگر کجا رفته...؟!

نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟

که شايد هم به جرم آن ،

غريبي و جدايي هست..؟؟؟

 

مـــرگخداوندا مرا دریاب که دیگر رو به پایانم

تمام تن شدم زخمی ز تیغ همقطارانم

خداوندا نجاتم ده از این تکرارِ تکراری

از این بیداد دشمن را بجای دوست پـنداری

هیچ با من نیست در این ویرانه ی دنیا

در این نامردی ایام ، در این غمخانه ی دنیا

هیچ با من نیست در این آغازِ بی پایان

ز راه مرگ هم برگشتم ، که مردن هم نبود آسان

همانهایی که می گفتند همیشه یار من هستند

به هنگام نیاز افسوس به رویم دیده بر بستند

 

گابریل گارسیا مارکز رمان نویس مشهور جهان میگوید : 

 در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم.

 در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود.

 در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می كند.

 در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

 در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود می سازد.

 در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم.

 در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند.

در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بد ترین دشمن وی است.

در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.

در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است.

در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود.

در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.

 

اگه به خانه من ا مدي براي من اي مهربان چراغ بيار يک دريچه ک از ان به ازدهام کو چه خوشبخت بنگرم

حرفی نمونده باقی سکــوت حرف آخــر....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 11:38 بعد از ظهر  توسط فــــرزاد | 

 

رقص تیغ به روی رگهام/ بین ردپای خون

من  و درد مبهمم/ تو الفبای جنون

پرم از وسوسه ی/ پر زدن از این قفس

لک زده دلم واسه/ یه دلِ سیرº/نفس

می شکنه بغض صدام/ توی کوک خستگی

می پرم از لبه ی/ شب تار زندگی

جیغ لحظه های زرد/ می پیچه تو گوش آب

سِر میشم یه لحظه و/ُ می گیره جونمو خواب

رخوتو حس می کنم/ توی بند بند تنم

می خورم زمین ولی/ این دفعه نمی شکنم

من شدم آن کلاغ بدبختی
که پرید و به خانه اش نرسید
آن ستاره که روی دامن شب
خودش آتش گرفت و خط نکشید
من همان شاعرم که شعرِ تَرَم
از نگاهت چه  صادقانه چکید
روی دست تو ماند شعر من و
به غزلهای عاشقانه کشید
رو سیاه خیال خام خودم
چشم و جان و دل تو سپید
تو شدی باد سرکش اما من؟
من شدم جنون شهره ی بید

آسمانی ترین بهانه ی من
آه، دستم به دامنت نرسید

نباشی کل این دنیا واسم مثل تابوته / نبودت مثل کبریته دلم انبار باروته

چشمام تورو ندیده گریه کردن / پاهام هنوز نرفته برمی گردن

حرفی نمونده باقی سکوت حرف آخر...

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 1:16 قبل از ظهر  توسط فــــرزاد | 

هی می خوام وارد سیاست نشم  نمی شه...

آقاي رئیس جمهور گفت: «تهديدات جدي نيستند، نگران ايران نيستم».



سیب سرخی را به من نبخشید ورفت

                                            عاقبت بر عشق من خندیدورفت

اشک در چشمان سردم حلقه زد

                                          بی مروت گریه ام را دید ورفت...

ارزویم اینست:

نتراود اشک در چشم توهرگز مگر از شوق زیاد....نرود لبخنداز

 عمق نگاهت هرگز...

وبه اندازه هرروز تو عاشق باشی...عاشق انکه تورا می خواهد...

وبه لبخند تواز خویش رها می گردد وتورا دوست بدارد به همان اندازه....

شاگردی از استادش پرسید:" عشق چست؟ "

استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! "

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: "چه آوردی؟ "

و شاگرد با حسرت جواب داد: " هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم ."

استاد گفت: " عشق یعنی همین! "

    حرفی نمونده باقی سکوت حرف

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 7:12 بعد از ظهر  توسط فــــرزاد | 
 
صفحه اصلي
مكاتبه با فــــری
خونه قديمي
توضيحات بلاگ ما
اين وبلاگ از اين به بعد يك وبلاگ خصوصي و خانوادگي است لطفا فقط آشنايان و نزديكان وارد سايت شوند و ورود كاربران غيرمتفرقه و افراد غريبه ممنوع مي باشد و عذرشان را خواهانيم و سريعا خارج شوند
باتشكر
*زندگي دروغ بيش نيست دروغي كه خود مي سازيم و با باور آن دلخوشي زودگذر را جستجو مي كنيم *

با یه گونی (آرشیو)
هفته دوم مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل مهر 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته اوّل بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته دوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
هفته چهارم مرداد 1384
هفته سوم مرداد 1384
لوگوی شـاهـــزاده ایـرانــی



لينك دوستان
بهونه
ونوس
هـمـفـکری
پخش فوتبال های اروپا
تــجـــربـیـــات شــخــصــی
پــرواز بــا خــورشـــید
حـــکایت دل
کرج سافت
شهر کرج (رضائی)
آدم کش های وحشی
جینگرها
وروجك
<-.-.-التماس-.-.->
گـــرگ بــارون دیده :d
(آیــنه دل) زیبــا
اشك هاي آبي
خسروان نامه
بهار با طراوت
خزان آرزوها
بوی بارون بوی تنها شدنه
LoVeLY QaTaR GiRLS
ستاره ترانه ها
زمزمه های بی صدای من
وبــلاگ بـــاز هــا
دراكولا
دنیای کوچک من
شلغم فروش خندان
ترانه
هذیان های کودکانه
کـلی تا جـک
ســو تـــر
عشق یعنـی یک بغل دلواپسی
خــاطــرات یــک پــرستــار
پیاز داغ اینترنت
عاشق هــاکان یگــانــه چـــاوشـــی
GREAT_TEMPTATION
فاطیما و حامد و سارا
تنهاترین بهار
ایساتیس درد گنگ
ادامهءلينكها
لوگوي دوستان


گـــــــرگ بـــــــارون دیـــــــده

href="http://www.linkestan.com">

Esteghlalfc.net Anjoman.Ghermezeteh.com>

پخش موزيك

چــقـــدر بــرو بــيـــا

خـــبـــر روز