![]() |
![]() |
|
فكر نكني نباشي بدون تو ميميرم *** گفته بودم عاشقم حرفمو پس مي گيرم
| ||
|
|
|
عطر گل ها
سحر گاهان به باغ رفتم
تا برایت دامنی گل سرخ ارمغان آرم آن قدر گل چیدم که دامنم تاب نیاورد و بندش بگسست و گل های سرخ همراه نسیم راه دریا در پیش گرفتند، همه رفتند و هیچ کدام باز نگشتند تو گویی لحظه ای آب و آتش به هم آمیختند اکنون دیگر گلی ندارم که ارمغانت کنم اما هنوز دامنم از بوی گل های سرخ عطر آگین است اگر می خواهی عطر گل ها را ببویی امشب سر به دامانم گذار
|
||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 2:0 قبل از ظهر توسط فــــرزاد |
|
||||
|
زندگي مجذور آينه است / زندگي گل به توان ابديت / زندگي ضرب زمين در ضربان دل ما است
یکی بود یکی نبود یکی بود دو تا نبود دو تا بود سه تا نبود حرفی نمونده باقی سکوت حرف آخر با یاد سرخی گونه هات.. درخشـش چشمات .. سوزاننـدگی لبـهات.. داغــی عشقت از رو آتیش میپرم دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک
نوروز تو که تا آخرشون با دقت خوندی وخندیدی خیلی مبارک پنجره چشمای تو وقتی به چشمام وا می شه
زندگی چیست؟ زندگی مانند اتوبوس شلوغی است که جایی برای نشستن نیست و وقتی خلوت میشود و می خواهی بشینی راننده داد می زند پیاده شوید اخر خط است
سال 7030 ميترايي آريايي، 3746 زرتشتي، 2567 شاهنشاهي و 1387 خورشيدي. اگرچه پيامبر 1387سال پيش هجرت کردند ولي سرزمين آريايي من 5645 سال پيش از آن نوروز را جشن مي گرفت 2361 سال پيش از آن مردمان اين ديار، خداي را ستايش مي کردند و کوروش 1182 سال پيش از آن دوستي را در جهان گسترانيد. پيشينه سرزمين من بسي بيشتر از1387 سال مي باشد. بر سرزمين خود بباليد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 12:56 بعد از ظهر توسط فــــرزاد |
|
|
25/بهمن/یکهزارسصیدوشصت وشش باشد مردم دنیا بگوید که نمی شناسید مردی تنها که گذشت از پس تان بی آنکه بدانید رفت سوی قاصدک های مهاجر تا که شاید بداند آنقدر باید رفت تا که آخر رسید همه دعوتند فقط منو تنهائیم هستیم شما هم مث بقیه ما رو تنها نزارید بیاید کارت دعوت مراسم : سال روز آغاز یک ریسک (خوشبختی یا بد بختی)زمان : 25/11/1386 مصادف با 14/feb/2008مکان : خلوت گاه من و دلمساعت حضور : ساعت صفر بیست وپنجم به مدت یک بار خوندننام : ( ف،د،ر،ا،ز) انقدر بهم ریختهشهرت : دیوونهپذیرای : غصه ، یاءس ، امید ، لبخند ، اشک (انتخاب با شماست)از آوردن غم خودداری کنید به حد کافی خودمان داریم سنگ مزارم بنويسيد :آشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش او زاده غم بود ز غم هاي جهان گشت فراموش نمی دونم چرا باید از مرگ وغم و فراموش شدن حرف بزنم شاید بخاطر اینکه فکر می کنم فراموش شدم شکایت نمی کنم چون خسته شدم از بس فریادم تو گلوم شکست و خورد شد و ریخت تو اصلا حرفی نمی آد به زبونم تا بگم وبنویسم اما دلم واسه خودم می سوزه امسالم مثل سالهای قبل این روز هم با روزای دیگه هیچ فرقی نمی کنه اصلا برای کی مهم که 25 بهمن چه روزیتولد .... مرگ ..... اصلا فرقی هم مگه می کنهیه روزیه که با طلوع آفتاب زاده می شه و با غروبش مثل همه روزای خدا تموم می شه اما نه .....واسه من فرق می کنه اگه کسی پیدا نمی شه که بهم از صمیم قلب تبریک بگه یا از صمیم قلب خوشحال باشه خودم که می تونم واسه خودم جشن بگیرم یه جشن بزرگ تو دل خیلی کوچیکم برای خودم می نویسم : هر کی فکر می کنه باهام آشنایتی نداره نخونهفرزاد تولد مبارک
20 سال گذشت .... راضی یا ناراضی گذشت ....خیلی ها تو این 20 سال باهام بودن باهام موندن یا خواستن بمونهمشون رفتن اما خودم هستم باشه اگر تموم مردم دنیا هم جمع شن نمی تونن منو مایوس کنند منو تنهائیم یه طرف تو تو تو تو تو و همه دنیا طرف دیگه
ز هر جا بگذرد تابوت من غوغا به پا خيز که گويند : چه سنگين مي رود تابوت اين مرده از بس آرزو داردانقدر این روز رو بزرگ وبزرگ می کنم تا برای همیشه به یادم باشه که
امسال پرشکوه ترین روز تولدم رو برپا کردم با حضور تنهائیم ....
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند و من زاده امروزم خدایا جهنم ات فرداست پس چرا امروز می سوزم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط فــــرزاد |
|
|
مكاتبه با فــــری خونه قديمي |
| توضيحات بلاگ ما |
اين وبلاگ از اين به بعد يك وبلاگ خصوصي و خانوادگي است لطفا فقط آشنايان و نزديكان وارد سايت شوند و ورود كاربران غيرمتفرقه و افراد غريبه ممنوع مي باشد و عذرشان را خواهانيم و سريعا خارج شوند
باتشكر *زندگي دروغ بيش نيست دروغي كه خود مي سازيم و با باور آن دلخوشي زودگذر را جستجو مي كنيم * |
| لوگوی شـاهـــزاده ایـرانــی |
|
|
| لينك دوستان |
| لوگوي دوستان |
|
href="http://www.linkestan.com">
|
| پخش موزيك |
|
|
| چــقـــدر بــرو بــيـــا |
|
|